امروز جمعه 7 آذر 1393 - Fri 11 28 2014

آخرین زمان بروزرسانی 03:52:00

خبر خوان

فیس بوک

تیوتر

آئین رونمایی از کتاب «
حمید کیانی معاون برنا
نرم افزار چند رسانه‌ا
تالار گفتگوی شهرنامه

درج آگهی در گروه اینترنتی شهرنامه

درج آگهی در گروه اینترنتی شهرنامه

درج آگهی در گروه اینترنتی شهرنامه

تاریخچه کتابخانه در ایران

  • مشاهده در قالب PDF

ایلامی‌ها به عنوان نخستین تمدن ایرانی در دشت خوزستان و کوهستانهای اطراف آن زندگی می‌کردند و شوش مرکز حکومت آن‌ها بود. می‌دانیم که خط ایلامی به عنوان یکی از آثار تمدنی محسوب می‌شود و با توجه به آنکه ایلامی‌ها دارای خط منحصر به فرد بودند می‌بایست این ظن را به یقین داشت که مطمئناً آثاری مکتوب از آن دوره وجود داشته است که متاسفانه در این زمانه دسترسی ما به آن‌ها مقدور نیست. پس می‌توان اینگونه برداشت که پایه‌های نخستین کتابخانه‌های ایرانی را باید در دوران ایلامی جستجو نمود. پس از مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران و استقرار گروهی از آن‌ها در کوهستان‌ها و دشتهای شمال غربی ایران، دولت ماد به وجود آمد که شهر هگمتانه محل حکومت این قوم بوده است. متاسفانه از این دوران نیز شواهدی دال بر آثار مکتوب و کتابخانه به دست نیامده است.
با سقوط دولت ماد و تشکیل سلسله هخامنشی در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، کتابخانه‌هایی از الواح گلی به وجود آمد.
در زمان شاهنشاهی هخامنشی در ایران کتاب‌های علمی و مذهبی ایران از زمان زرتشت در کتابخانه‌های «گنج شیزگان» در تخت سلیمان و «دژ نبشت» در تخت جمشید بایگانی شده‌ بودند. گمان می‌رود که این کتاب‌ها در موضوعات فلسفه، نجوم، کیمیاگری و علوم پزشکی بوده‌ است، موضوعاتی که مغان ایران در آن‌ها استاد بودند. پس از فتح ایران توسط اسکندر مقدونی، کلیه این کتاب‌ها در آتش سوختند. همچنین می‌توان به کتابخانه دانشگاه «گندی شاپور» که یکی از کتابخانه‌های بزرگ ایرانیان در عهد ساسانیان بود و کتابخانه شوش در زمان هخامنشیان که پس از حمله اعراب به ایران ازبین رفت اشاره کرد.
با بدست آمدن لوح‌های گلی در کاخ ‌آپادانا که نشانه‌ایست از کتابخانه شاهنشاهی هخامنشی و توجه به مطالبی که مورخان درباره ترجمه آثار ایرانی وسیله اسکندر مقدونی و نقل آن‌ها به کتابخانه‌های اسکندریه نوشته‌اند همه موید اینست که در زمان هخامنشیان در ایران کتابخانه‌های بزرگ وجود داشته است.
نفرت اسکندر از شکوه و تمدن ایرانی و تلاش برای تبدیل اسکندریه به کانون علم و دانش که توسط جانشینانش نیز ادامه یافت، منجر به آن شد که برای محو آثار تمدنی ایران دستور به تخریب تخت جمشید و آتش زدن کتابخانه سلطنتی پس از کپی برداری از کلیه آثار بدهد. آنچه امروزه از فرهنگ و تمدن یونانی استخراج شده به گواهی تاریخ بسیاری از آن‌ها از برگردان آثار ایرانیان بوده است. اطلاعات ناچیز و مختصری که از فرهنگ و ادب دوران هخامنشی بدست ما رسیده است می‌تواند مبین این حقیقت باشد که در دوران درخشان تمدن هخامنشی کشور پهناور ایران مرکز دانش و فرهنگ و هنر جهان آن روز بوده است و این تمدن درخشان تا هجوم اسکندر در سراسر آسیای میانه و شمال آفریقا پرتو افشانی می‌کرده.
از دیگر کتابخانه‌های مهم دوران باستان می‌توان به کتابخانه عظیمی اشاره کرد که ابن ندیم در خصوص برپایی آن در روستای جی در اصفهان با نام کتابخانه «سارویه» اشاره می‌کند.
نقل است که در زمان تهمورث، اختر‌شناسان خبر دادند که به زودی در مغرب زمین طوفان عظیمی برپا می‌شود. تهمورث از بیم سرایت این طوفان به سرزمین ایران دستور می‌دهد تا زمینی را بیابند که از گزند طوفان و زمین لرزه در امان باشد، پس از جستجو روستای جی در حوالی اصفهان را مناسب یافتند، سپس به دستور تهمورث دژ سارویه را در آنجا بنا کردند تا کتابهای موجود در گنج خانه سلطنتی به آنجا انتقال بیابد، بلکه از گزند طوفان در امان باشد و مردمان از دانش گذشتگان بی‌بهره نباشند.
اعراب پس از تصرف اصفهان ابتدا بنای بیرونی کهن دژ از جمله کتابخانه سارویه را ویران نمودند و سپس به منظور دستبابی به گنجینه‌های مخفی شده در خرابه‌های آن شروع به کند و کاو نموده و ویرانی بیشتری ببار آورده و بسیاری از کتاب‌ها و رسالات را از میان برده‌اند. با این وصف باز هم کتب فراوانی که در دالانهای زیر زمینی پنهان شده بودند از نابودی مصون می‌مانند. اما از بد حادثه در سال ۳۵۰ هجری قمری سقف یکی از دالان‌ها فرو می‌ریزد و محل اختفای کتاب‌ها آشکار می‌گردد. کتابهای سالم باقی مانده به دستور خلیفه عباسی مطیع الله بر صد‌ها ش‌تر بار شده و به بغداد منتقل می‌گردد که سرانجام در آنجا از میان برده می‌شوند.
ابن ندیم در الفهرست ضمن بیان این حکایت اذعان می‌کند که در سال ۳۴۲ هجری قمری پس از تخریب این مکان خود مجموعه عظیمی از الواح دباغی شده از پوست گاو و الواح چوبی را دیده است که به بیت الحکمه بغداد انتقال یافته‌اند. حمزه اصفهانی نیز این روایت را تایید کرده و تعداد کتاب‌ها را پنجاه لنگه بار از پوست می‌داند.
ابوریحان بیرونی نیز می‌گوید: به روزگار ما، اندر کهن دژ جی، شهرستان سپاهان، چون پشته ‌هایی شکافتند، خانه ‌هایی یافتند پر از بس بار پوست درختی که ابر کمان و سپر همی پیچیدند و آن پوست توز نامند؛ و ابر آن پوست ‌ها نوشته ‌هایی نگاشته بودند که کس نه‌ توانست گفتن چیستند و از چه گویند.
با توجه به منابع مختلف و معتبر می‌توان این چنین استناد نمود که در ایران حتی پیش از دوران هخامنشیان کتابخانه‌هایی وجود داشته است. ابن ندیم در مجموعه عظیم و ارشمند «الفهرست» در خصوص کتابخانه اردشیر بابکان اشاره به آن دارد که به دستور او کتابهایی از ایران باستان که در اقصی نقاط جهان پراکنده شده بود از هندوستان و چین گردآوری شده و در کتابخانه سلطنتی در کاخ مدائن واقع در تیسفون نگاهداری می‌شد. این سنت در سلسله ساسانی ادامه یافت تا اینکه انبوه منابع منجر به آن شد که انوشیروان تصمیم به باز سازی و احیاء دانشگاه و کتابخانه «گندی شاپور» گرفت.
از آثار ایرانیان تنها آنهایی به جا ماند که پادشاهان گذشته از آن نسخه‌برداری کرده و یا به چین و هند فرستاده بودند.
پادشاهان ایران برای نگاهداری و حفظ و صیانت دانش‌ها و بجای ماندن آن‌ها اهتمامی فوق‌العاده ‌داشتند؛ آن‌ها برای محفوظ ماندن کتاب‌ها و آثار دانشمندان از آسیب از پوست درخت خدنگ که به آن توز می‌گفتند جهت کتابت استفاده کردند.
در «نسا»، «اورمان» و «دورا اوروپوس» قطعات بسیاری از چرمهای نوشته شده متعلق به دوره اشکانیان به دست آمده که بر آن‌ها مطالبی راجع به امور اقتصادی و سیاسی نوشته شده‌است. بسیاری از این نوشته‌ها هنوز خوانده نشده‌ است.
در سال ۲۵۰ قبل از میلاد کتابخانه «گندی شاپور» که بزرگ‌ترین کتابخانه دنیای باستان بشمار آورده شده‌است آغاز بکار کرد. بنابر اسنادی که بدست آمده است این دانشگاه در زمان پادشاهی داریوش در شوش برپا بوده است که بعد‌ها ویران شده و سپس در زمان پادشاهی انوشیروان بار دیگر احیا گردیده است، این دانشگاه بزرگ‌ترین مرکز آموزش و پژوهش پزشکی، فلسفه و ادبیات دنیای قدیم خوانده شده‌است و در آنجا استادان ایرانی، هندی، یونانی و رومی تدریس می‌کردند.
پس از حمله اعراب به ایران، به دستور عُمَر بن خطاب، کتاب‌های این کتابخانه به آتش کشیده شدند. ابن خلدون مورخ عرب می‌نویسد: به مدت شش ماه خزینه گرمابه‌ها در ایران از سوختن کتابخانه‌ها گرم می‌شد. اگر چه ممکن است این روایت کمی اغراق آمیز باشد اما در بسیاری از منابع آمده است که از آنجا که اعراب مسلمان توانایی خواندن کتاب‌ها را نداشتند و گمان می‌بردند که کلیه آن‌ها متون مقدس آیین زرتشت باید باشد لذا اهتمام به معدوم نمودن آن‌ها نمودند.
پس از استیلای اعراب مسلمان بر ایران و سقوط سلسله ساسانی، به مدت دو قرن خلفای اموی و عباسی بر ایران حکمفرمایی کردند. در زمان خلافت دو تن از عباسیون یعنی هارون الرشید و مأمون به کتاب و کتابت توجه شد و مراکزی برای این کار تاسیس شد که مهم‌ترین آن‌ها کتابخانه عظیم «بیت الحکمه» در بغداد است که در حدود ۴۰۰ هزار نسخه کتاب در آن جمع آوری شد. این کتابخانه با یورش قوم مغول ویران شده و اثری از آن باقی نماند.
با تشکیل حکومت ملی در دوره طاهریان در خراسان، تلاش ایرانیان برای باز آفرینی فرهنگ و آثار علمی منحصر به خود شکل تازه‌ای گرفت و این روند با تشکیل حکومت صفاریان در سیستان به اوج خود رسید. همزمان به صفاریان در شمال ایران آل بویه زمام امور را بدست گرفت و کتابخانه بزرگی توسط «فنا خسرو» در طبرستان تاسیس شد که در قرن چهاردهم از اعتبار بالایی برخوردار بود.
این روند در دوره غزنویان و سلجوقیان ادامه یافت به گونه‌ای که خواجه نظام الملک و عمیدالملک کندری هر یک در زمان وزارت خود در دربار سلجوقی به تاسیس مدرسه و کتابخانه عظیمی دست زدند.
وجود کتابخانه‌های عمومی که شکل گیری آن‌ها در قرون بعد از اسلام در ایران رونق فراوانتری گرفت به همه گیر شدن کتابخوانی کمک شایانی می‌کرد. یاقوت حموی در معجم البلدان به روش امانت دادن کتاب‌ها در کتابخانه‌های ایران اشاره دارد که بیانگر روحبه بالای فرهنگ نیاکانمان است. وی امانت گرفتن کتاب از کتابخانه‌های مرو را بسیار آسان و بدور از تشریفات می‌داند و از تحربه شخصی خود سخن به میان می‌آورد که هم زمان تعداد ۲۰۰ نسخه کتاب در خانه به امانت داشته که بابت بیشتر آن‌ها هیچ ضمانتی نگذاشته است. همانگونه که می‌دانیم کتاب در قرون پیش از رواج صنعت چاپ کالایی گران و ارزشمند به شمار می‌آمد و همین امر بیانگر نوع نگاه ایرانیان فرهیخته‌ای بود که این کالای ارزشمند و گران را به آسانی در دسترس علاقمندان قرار می‌دادند و زیبا‌تر آنکه یاقوت حموی همچون بسیاری دیگر از طالبان علم جزو شهروندان ثابت مرو نبودند و مسافرانی بودند که هر‌گاه می‌خواستند می‌توانستند آنجا را ترک گفته به دیاری دیگر بروند.
با یورش مغول به ایران دوران سیاه دیگری بر فرهنگ ایران استیلا یافت و این روند تا به قدرت رسیدن شاه اسماعیل صفوی و تشکیل سلسله صفویه کماکان ادامه یافت.
در دوران صفویه به سبب ایجاد امنیت و نتظم، مراکز فرهنگی از جمله کتابخانه‌ها رشد و توسعه یافتند. عمر کوتاه سلسله‌های افشاریه و زندیه مجال بررسی و نگاه فرهنگی به آن‌ها را نمی‌دهد.
با تاسیس دولت قاجاریه در ایران به تدریج ایران در مسیر توسعه قدم می‌گذارد و به ویژه در عهد ناصری، ایران شاهد شکل گیری نهادهای جدید در تمامی عرصه‌ها از جمله فرهنگی است.
این روند در دوران پهلوی ادامه می‌یابد و ۷۳ سال بعد از تاسیس اولین کتابخانه در مدرسه دارالفنون یعنی در سوم شهریور ۱۳۱۶ خورشیدی، اولین کتابخانه ملی ایران در تهران، به صورت رسمی افتتاح می‌شود.
تاریخ ایران با کودتای رضاشاه پهلوی در اسفندماه ۱۲۹۹ وارد مرحله دیگری از تاریخ شد. در این دوره به دلیل افزایش سفرهای خارجی و ورود اروپاییان به ایران کتابخانه‌ها نیز تحت تاثیر این تبادلات فرهنگی قرار گرفت و کتابخانه‌های سنتی جای خود را به کتابخانه‌های جدید و به سبک غربی دادند و حتی از نظر تقسیم بندی نیز تغییراتی در این کتابخانه به وجود آمد و به دنبال آن کتابخانه‌های ملی، کتابخانه‌های آموزشگاهی، کتابخانه‌های عمومی، کتابخانه‌های دانشگاهی، کتابخانه‌های تخصصی، کتابخانه‌های مدارس دینی، کتابخانه‌های مساجد و اماکن مذهبی، ‌کتابخانه‌های نابینایان، کتابخانه‌های کودکان و نوجوانان، کتابخانه‌های سیار و مراکز اطلاع رسانی به وجود آمدند.
روند ایجاد و تجهیز کتابخانه در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل افزایش قشر تحصیل کرده و دانشگاهی رشد قابل توجهی یافت.

با تصویب قانون کتابخانه‌های عمومی کشور و الزام شهرداری‌های سراسر کشور به ساخت، تجهیز و اداره کتابخانه‌های عمومی و تشکیل دبیرخانه نهاد کتابخانه‌های عمومی در سراسر استان‌ها و شهرهای ایران، تعداد کتابخانه‌های عمومی در سطح کشور به حدی گسترش یافت که بیان تیتروار عنوان آن‌ها نیز خوشبختانه از حوصله این نوشتار بیرون است.
امروزه به نظر می‌آید که نمی‌توان شهری را در گستره ایران یافت که در آن یکی از انواع کتابخانه‌ها (عمومی، مساجد، آموزشگاهی و...) پدید نیامده باشد.
با توجه به این افزونی نمی‌توان به صورت شایسته به معرفی هر یک از این کتابخانه‌ها پرداخت. لذا بر آن شدم تا به معرفی اجمالی دو نوع از کتابخانه‌های شاخص ایران در عصر معاصر بپردازم که در این دوره تاریخی شاهد رشد روزافزون و یا تولد کالبدی آن بودیم.
امید که در شرایط مناسب امکان پرداختی مجزا به نهاد کتابخانه در عصر معاصر و خاستگاه‌های آن فراهم شود.

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 22 اسفند 1391 ساعت 19:29

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

گروه اینترنتی شهرنامه

شهرنامه عنوان تارنمایی است که در مطالب آن به تاریخ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی شهر تهران پرداخته می شود و بنا داریم تا در قالب آن شناسنامه فرهنگی و اجتماعی شهر تهران را تدوین نمائیم.

 

ادامه مطلب...

تارنمای کتاب و کتابخانه در ایران در نظر دارد تا نمایه کاملی از روند تاسیس نهاد کتابخانه را در ایران از عهد باستان تا روگار کنونی ترسیم نماید. معرفی کتابخانه های ایران، نگاهی به تاریخچه چاپ، کتاب و کتابخانه در ایران و .... از دیگر بخشهای فعال این تارنما می باشد.

 

ادامه مطلب...

تالار گفتگوی شهرنامه با رویکرد ایجاد فضای باز گفتگو در موضوعات مرتبط و تخصصی گروه اینترنتی شهرنامه افتتاح و مورد بهره برداری رسید. در این تالار بنا داریم تا در قالب اتاقهای گفتگو، مباحث تاریخی و فرهنگی را به بحث و تبادل آرا بگذاریم

 

ادامه مطلب...

فروشگاه اینترنتی شهرنامه به منظور ایجاد بستری مناسب جهت عرضه محصولات فرهنگی در قالب کتاب و نرم افزار طراحی و مورد بهره برداری قرار گرفته است. دراین فروشگاه در مرحله نخست تنها محصولات گروه اینترنتی شهرنامه عرضه می شود که امیدواریم در آینده نزدیک بتوانیم گروه منتخبی از محصولات سایر همکاران عزیز را نیز جهت عرضه تقدیم حضور نماییم.

 

ادامه مطلب...
محل کنونی شما کتابخانه تاریخچه کتابخانه تاریخچه کتابخانه در ایران
ایمن شده توسط وب سایت عرش هاست